نامه نوزدهم
دیروز عصر منو معید خونه بودیم نرفتیم دفتر ،چون که معید گلم حموم کرده بود و هوا هم یه کم سرد بود گفتم خونه باشیم بهتره اتفاقاً از شانس خوبمون از مرکز آمار اومدن واسه سر شماری و با صدای زنگشون معید جونم بیدار شد مجبور شدیم دونفری مشارکت کنیم قربونش برم کلی واسه خانوما خندید 
.gif)
راستی عزیز دلم بعد چند روز اددد ددد گفتن و ننننه نننه گفتن بالاخره امروز صبح یه ماماما جانانه گفت و دل مامانی رو حسابی برد![]()
امروزم طبق معمول همیشه ساعت 8 بیدار شدمو کم کم شروع کردم به حاضر شد تو اتاق خودمون بودم
که یهو دیدم صدای دددددد اومد دوویدم اومدم تو هال دیدم هندونه من مثل پیشی رو شکمش وایستاده و منو نگاه میکنه چشای خوشگلش تو تاریکی برق میزد برقارو روشن که کردم فوری شروع کرد به خندیدن الهی قربون خنده هات برم مامانی که اینقد خوش اخلاقی تا بیدار میشی لبخند به لبی![]()
الهی فدای اون دندونای نازت بشم که 4 تا بالا 4 تا پایین درآوردی 8 تاییه من بوووووووووووس![]()


نامه نوزدهم
